....موج (۲)

در مورد مسئله سانسور و تقبيح آن , به اندازهء لازم و بايسته ,مطلب,نقد و تحليل ارائه شده و می شود.

لذا سخن گفتن در اين زمينه عاری از هرگونه تاثير و فايده خواهد بود.و اميد به اينکه بساط سانسور ,لا اقل در کشور ما ,بر چيده شود قطعا" ناشی از واقع بينی نخواهد بود.

با همهء اين اوصاف اگر روزی اين اتفاق خجسته حادث شود و در آن دنيای خيالی من به رياست سازمان فخيمهء صدا و سيما گماشته شوم, اولين اقدامم , سانسور طنز پاورچين با هنر نمايی جناب آقای مديری خواهد بود.

حقيقتا" ساختن برنامه ای با اين اندازه خاصيت بدآموزي, هنر و جسارت خارق العاده ای را می طلبد.

مدتی ایست که خنداندن و جذب تماشاچی به هر روش و قيمت ممکن, رکن اصلی تهيّه و توليد صدا و سيما گرديده است.
با کمال تاسف ما ايرانی جماعت نيز ,در منطبق شدن با هر ضد ارزشی آمادگی کامل داريم...

واقعا" از ديدن شعف و شادی ناشی از تقليد حرکات امثال مديری آن هم از سوی شخصيت های نسبتا برجسته ای مانند اساتيد دانشگاه و مديران شرکت ها و...آدم به حالت...می افته و...بازم بگذريم...

/ 4 نظر / 8 بازدید
tanin

خسته نباشيد.کاشکی همه وبلاگها مثل اين بود كه از خوندنش آدم را به فكر وادارد.

B

اول اینکه تبریک به خاطر این وبلاگ دوم اینکه من با نظرت در مورد سانسور موافقم ولی به نظرم خود سانسوری که حتی بچه ها هم به اون دچارن و خیلی از ما ها حتی متوجه داشتن این بیماری هم نیستیم خیلی خطرناکتراز اون موردیه که تو بهش اشاره کردی . سوم اینکه چرا دلیلتو برای تقبیح این سریال نگفتی ؟

leili

من هم با نظرت در مورد مديری موافقم و شديدا از او حرکات و کلماتی که به زبان مياره متنفرم ولی نمی دونم چرا بين مردم اين قدر جا وا کرده! مطمئنا برای وجود مديری نبوده؟

مانی بشيری

دوباره سلام آيدين جان با نظرت مخالفم. به نظر من اين قضيه به ظرفيت مردم بر ميگرده. کار آقای "مديری" در اين بحران تفريحی که در جامعه وجود داره به نظر من قابل ستايشه. و اين که يه عده ای از اين برنامه ها تقليد ميکنند به ظرفيت اونها مربوط ميشه و دليل ديگرش هم همين کمبود امکانات تفريحيه. وگر نه توی تلويزيونهای خيلی از کشورها از اين برنامه ها و شايد مبتذلتر از اينها هم پخش ميشه ولی با اين مشکلاتی که گفتی مواجه نميشن. قربانت، مانی فعلاً bye.