شکستن امواج

این روزها

وضعیت زندگی‌ام در چند ماه اخیر، از بسیاری جهات بویژه از نظر روحی، مشابه چند سال آخر اقامتم در ایران شده است. بین سال‌های ۸۰ تا ۸۳، زمانی بود که دیگر از حال و هوای دانشجویی و دو سال سربازی رقت‌بار بعد از آن حسابی رها شده بودم، و از شغل مهندسی‌ای که داشتم و با درآمد متوسط اما مطمئن آن، توانسته بودم فضایی برای خودم بسازم که تنوع مشغولیت‌های عمدتن مرتبط با سینما و هنر، روحیه‌ای شاداب و  زاینده را برایم در بر داشت.

روزهایم با سرعت می‌گذشتند و عمومن با لذت. شیفتگی‌ای خاص برای آمیختن با هر نوع‌آوری و تفکر تازه یافته بودم که موجب می‌شد به راحتی با افراد متفاوت ارتباط بگیرم و از آنان یاد بگیرم.

البته الان که به آن زمان نگاه می‌کنم به کلیت تفکر و ذهنیت‌های اجتماعی، سیاسی و هنری خودم در آن شرایط نقدهایی جدی دارم. اما تردید ندارم که به رغم افکار نسبتن تیره‌پردازم، روحیه‌ی مثبت و سازنده‌ای داشتم ،در بسیاری موارد، که موجب بروز زاینده‌گی ذهنی و فکری‌ و نشاط اجتماعی در وجودم می‌شد.

مشابهتی که در ابتدای این نوشته از آن گفتم نیز مربوط به دوباره زاده شدن آن روحیه می‌شود. بعد از نزدیک به شش سال زندگی در بیرون از ایران و مواجهه با شرایط تلخ و شیرین گوناگون، احساس چند ماه اخیرم بیانگر پیدایش همان روحیه‌ی پرانرژی و پرحوصله برای تولید و تفکر است.

شاید در این چند ماهه‌ی گذشته به اندازه‌ی چندین برابر چند ساله گذشته مشغول بوده‌ام. تمام روزهای هفته را کار کرده‌ام و تازه وقت‌های معدود فراغت را نیز صرف برنامه‌ریزی و ساخت فیلم شخصی خودم کرده‌ام. با این وجود میزان خستگی روحی و بدنی‌ام بسیار کمتر از تمام این سال‌های نیمه پریشان خارج از ایران بوده است.

یک دلیل عمده‌اش البته این است که تمام کارهایی که می‌کنم به نوعی به هنر و فیلم و ادبیات مربوط است، و این نخستین بار است که از راه هنر کسب درآمد می‌کنم. از این جهت حتا از وضعیتی که در ایران داشتم نیز بهتر است.

دلیل دیگرش هم البته می‌تواند این باشد که پسرکم کمی بزرگتر شده حالا و اصطلاحن از آب و گل درآمده و نگرانی‌ها و هزینه‌هایش کمتر شده است.

هر چه هست احساس خوبی دارم

+ aidin h ; ۱:۳٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٩
comment نظرات ()