شکستن امواج

 

و خدا تنهاست!
 
هر کسی گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت
هر کسی به اندازه ای که احساسش کنند هست
و خدا کسی را نداشت که احساسش کند
عظمت ها همواره در جستجوی چشمانی هستند که ديده شوند
و زيبايی همواره تشنهء دلی است که به او عشق ورزد
و قدرت نيازمند کسانی است که در برابرش رام گردند
و خدا کسی را نداشت
در آغاز هيچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود !
و خدا بود و جز خدا هيچ نبود
و خدا بود و عدم بود
و عدم گوشی برای شنيدن نداشت
حرف هايی هست برای گفتن
و حرف هايی برای نگفتن
حرف هايی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند
حرف هايی بزرگ اما بدون مخاطب
که سرمايهء هر کسی به اندازه حرف هايی است که برای نگفتن دارد
حرف های بی قراری و ستوه
همچون زبانه های بيتاب آتش
که هر کلمه اش آبستن انفجاری است
و اين کلمات بدنبال مخاطب خويشند
اگر يافتند آرام می گيرند
اگر نيافتند روح را از درون به آتش می کشند و هر لحظه حريقی جانگداز می افروزند
و خدا برای نگفتن حرفهای بسيار داشت
درونش از آنها سرشار بود
و عدم چگونه ميتوانست مخاطب او باشد؟
و خدا بود و عدم
جز خدا هيچ نبود و در نبودن نتوانستن است!
و خدا تنها بود...!

و خدا همچنان تنهاست!!
 
"برگرفته از کتاب گفتگوهای تنهايی اثر دکتر شريعتی با اندکی تغيير"

 

+ aidin h ; ۳:٠٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸۳
comment نظرات ()